گنجشک تهراني : داش جيک جيک گنجشک اصفهاني:جيک جيکسا
در یک حرکت انتحاری 70 میلیون ایرانی دست به دست هم دهیم و به سمت خورشید فوت کنیم تا هوا خنک بشه. زمان رو تنظیم کنید: ساعت 12 ظهر فردا... همگی فوت کنید مطمئن باشید تاثیر داره... لطفا اطلاع رسانی کنید.
ياد اون روزها بخير. وقتى من بچه بودم، مادرم يک تومن به من مى داد و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کيلو سيب زمينى، دو بسته نان، سه پاکت شير، يک کيلو پنير، يک بسته چاى و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان ديگه از اين خبرها نيست... !همه جا توى فروشگاه ها دوربين گذاشته اند
غضنفر میره مکه وقتی برمیگرده ازش می پرسن چه طور بود؟ خوش گذشت؟
میگه :همه چی عالی بود هتل 5ستاره، امکانات توپ، جنسا ارزون و.... یه جای دیگه هم بود که مردم دورش میچرخیدن شلوغ بود من نرفتم.
غضنفر به عنوان چتر باز میره تو نیرو هوایی
روز مانور که میرسه فرماندش بهش میگه: وقتی پریدی پایین دکمه سبز رو فشار میدی چتر باز میشه اگه باز نشد دکمه قرمز رو فشار میدی حتما باز میشه وقتی رسیدی پایین اونجا یک ماشین هست که میارتد پادگان.
خلاصه میپره پایین دکمه سبز رو میزنه وا نمیشه! دکمه قرمز رو میزنه وا نمیشه! بعد با عصبانیت میگه:
اگه شانس ماست برسیم پایین ماشینم رفته!
یک روز یک هواپیما از ایران داشته به سمت پاریس میرفته. بعد از چند دقیقه خلبان از بلندگو میگه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ! موتور چپ هواپیما از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من یک خلبان حرفه ای ام و شما رو سالم می رسونم.
دوباره چند دقیقه بعد خلبانه می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ موتور راست هواپیما هم از کار افتاد ولی شما نگران نباشید من حرفه ای ام و و فرودگاه هم نزدیکه.
باز بعد از چند دقیقه اینبار می گه: خلبان اسپیکینگ مسافران لیسینینگ پلیز ریپید افتر می: اشهد ان لا الله الا الله.......
یه روز یه پیرمردی عزرائیل رو می بینه که داره از دور میادطرفش. ازترس جونش فرارمی کنه می ره داخل یه مهد کودک کنار بچه ها می شینه شروع می کنه به بیسکویت خوردن.
عزرائیل میادپیشش ومیگه: داری چیکار می کنی؟
پیرمرد با صدای بچه گانه میگه: دارم قاقا میخورم.
عزرئیل میگه: پس قاقاتو بخور بریم دَدَر.
به غضنفر میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!
غضنفر یه تیکه آشغال مي پره تو چشمش . می ره جلوی آينه تو چشش فوت ميكنه. خانمش بهش ميگه ديوونه تو فوت نكن بذار اون فوت كنه!
بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟
بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش
جمعی در میدان بزرگ ده بر سر ماجرائی حقیر دعوا می کردند و دشنه و خنجر از چپ و راست بر همدیگر حوالت می نمودند. در گوشه ی میدان الاغی بایستاده و خاموش در هیاهوی آنان می نگریست. ملانصرالدین به آرامی سر در گوش الاغ برد و گفت: اینان را ببخشایید که نام خود بر شما نهاده اند!
روزي هارون الرشيد از بهلول پرسيد: بزرگترين جانور دريا كدامست؟ گفت نهنگ، پرسيد: بزرگترين جانور خشكي كدامست؟ گفت:استغفرا...! كدام جانور را جرات آن باشد كه خود را بزرگتر از حضرت خليفه پندارد؟!!
به غضنفر ميگن نظرت در باره ي توپ فوتبال چيه؟ يه كم فكر مي كنه ميگه:شطرنج گردالي..؟!
روزي خواجه اي در ميان دسته اي از عوام، اندر فوايد سحرخيزي سخن مي راند كه: ايهاالناس! همانند من كه همواره صبح زود از خواب برمي خيزم عمل كنيد كه فوايد بسياري بر آن مترتب است. بهلول در آن جمع بود، گفت: اي خواجه! تو از خواب برنمي خيزي، از رختخواب برمي خيزي! و ميان اين دو تفاوت از ارض تا سماء است..؟!
یارو تو ماشینش آهنگ عربی گذاشته بود با صدای بلند. بهش گیر می دن می گه: ای بابا نمی زارید تو این ماه محرم یه قران شاد گوش بدیم!
به غضنفر ميگن با عذاب جمله بساز ميگه ماهي هر وقت از آب بگيري تازه است.
به غضنفر ميگن با جوراب جمله بساز ميگه من وقتي تشنه ميشم بد جوراب مي خورم!
دايناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سينما …ميگه نه!… مياي بريم شام.. ميگه نه! ..مياي بريم خونمون… ميگه نه!….. دايناسوره ميگه … به درک خوب همين کارارو کردي نسلمون منقرض شد ديگه!
غضنفر چهار تا قالب صابون میخوره تا به مرز خودكفایی برسه!
دکتره نبض بیمار را گرفت و گفت: نمیدانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!
بگشا به سرا پرده جان باب علی را
سرمشق خود ای دل بکن آداب علی را
تا رتبه این مظهر حق رابشناسی
بشمار یکایک همه القاب علی را
فرمان خدا بود که در مسجد احمد
درها همه بستند، مگر باب علی را
زیرا که علی، خانه یکی شد شب میلاد
خود بیت خدا دان، دل حقیاب علی را
دنیای دنی، جای کسی همچو علی نیست
آغشت به خون، روی جهانتاب علی را
تا رد نکند خالق او، خواهش اورا
ز آن رنگ شهادت زده، محراب علی را
امام علی(ع)، بی کرانهترین شکوه خلقت است که تا ابد، تلألؤ نورش روشنایی بخش هستی است.
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را
به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم
که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند
ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را
امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریهاش را ندیده بود. پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم، شریک بود و غصههای همه را بر جان خود هموار میکرد، ولی کسی از غربت او و دردهای دلش، با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت.
چو می خواهی در ان عالم نسوزی
همان بهتر در این عالم بسوزیم
به خورشید محبت ره توان برد
اگر یک صبح چون شبنم بسوزیم
چو می باید بسوزد سینه بگذار
بیاد عترت خاتم بسوزیم
کمال سوختن عشق علی است
مبادادر عزایش کم بسوزیم
به شهر کوفه در محراب طاعت
علي شد کشته در حال عبادت
ز پـور ملجم مردود کافر
بخون شد غوطه ور ساقي کوثر
داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا مي گريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي بفلک از اين عزا ميگريد
شد کشته بمحراب عبادت حيدر
هر ديده بحال مرتضي مي گريد
بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد
دل را ز شرار عشق سوزاند علي(ع)
يک عمر غريب شهر خود ماند علي(ع)
وقتي که شکافت فرق او در محراب
گفتند مگر نماز مي خواند علي(ع)
خورشيد چراغکي ز رخساره علي ست
مه نقطه کوچکي ز پرگار علي ست
هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات
همسايه ديوار به ديوار علي ست
شهادت مولا علی که سلام خدا بر او باد تسلیت
امشب سر مهربان نخلی خم شد
در کیسه نان به جای خرما غم شد
در خانه ی دور بیوه ای شیون کرد
همبازی کودک یتیمی گم شد
امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را
با آنکه اميد همه هستي تو علي(ع)
بر عرش خدا قائمه هستي تو علي(ع)
آنقدر غريبي که خدا مي داند
مظلوم تر از فاطمه(س) هستي تو علي(ع)
در برج ولامهر جهان تاب علي(ع) است
در شهر علوم نبي باب علي(ع) است
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترين شهيد محراب علي(ع) است
الهي....
تو چه بي انتها مي بخشي و
ما چه حسابگرانه تسبيح ميگوييم.
اتل متل صفاتو. دلم کرده هواتو. الهی زود ببینم. صورت مثل ماتو!
بعضي وقت ها اينقدر حواست به خودته و در آرزوهاي خودت غرقي كه يادت مي ره يه نفر منتظرته تا از دستشوئي بياي بيرون!
تو این گرما بیا دیوونه گردیم
تو حوض آب یخ وارونه گردیم
که این گرمای سوزان کشت ما را
برای هم بیا هندونه گردیم !
امشب شب اخره که مزاحم دلت شدم. خورشید فردا مال تو. ببخش که عاشقت شدم.
در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مونن. از بودن با اونا لذت مي بري ولي باهاشون به جايي نمي رسي.
شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارند، اونها فقط از آنچه تو راهشون هست بهترين استفاده رو مي برن.
گنجشك به خدا گفت: لانه كوچكی داشتم آرامگاه خستگيم، سرپناه بیكسيم بود، طوفان تو آنرا از من گرفت. كجای دنيای تو را گرفته بودم؟؟؟ خدا گفت: ماری در راه لانهات بود، تو خواب بودی، باد را گفتم لانهات را واژگون كند.. آنگاه تو از كمين مار پر گشودی!!!!
چه بسيار بلاها كه از تو به واسطه محبتم دور كردم و تو ندانسته به دشمنيم برخاستی...
سلام دوستان مطلب و ...
faghad gheaa ast toye vagheeyat etefa...
i love sherlock holms
bebakhshid man khodam hameye payambar...
ye zendegiye ba riske age adam zano ...
خدايا دوست دارم با ك...
شريعتي - بگذار هرکجا ...
vaghean ghashang bood mamnoon
n1
mitra bebakhshid ha vali kheyli shoot...
خاله خواهرزاده يا دا...
very good
چقدر تلخ!!
ببخشین شبا تو آب نمک ...