- بخورین، مهمانای عزیز، بخورین، نوش جان کنین! اگه وجدان مجدان هم نمی شناسین، صبح هم بیایین!
اولی: روز تولد زنت چه هدیه اي بهش دادی؟
دومی: گردنبند الماس.
اولی: یک چیز می خریدی که به درد خودت هم می خورد. مثلاً موتور …
دومی: شوخی می کنی، مگه موتور مصنوعی هم میشه پیدا کرد؟
- عزیزم، سال نو نزدیکس، چه هدیه یی برایت بخرم؟
- آخ، عزیزم، تشکر، نمی دونم چي انتخاب کنم…
- خوب، پس یک سال وقت می دهم تا فکر خوب خوب کنی…
می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن
اين يکي به اون يکي دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟
اون يکي ميگه: کدوم یکی!؟
توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟
سرباز میگه: وقتی یک فرمانده عقب نشینی کنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه!
«نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»
یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!
زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
معلم: کی می دونه چرا هواپیما، پروانه داره؟
بهرام: آقا اجازه، برای اینکه خلبان عرق نکنه!
معلم: از کجا فهمیدی؟
بهرام: آقا اجازه، یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا میکردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!!!
اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم
اولی: از ماشينت راضی هستي؟
دومی: مكانيكم خيلی راضیه!!!
پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه شغلت چیه؟ پسره جواب می ده: بیكار، اما تو خوشه سوم ام دهک اول!
هموطن گرامی! شما جزو خوشه بندی قرار نمی گیرید. خوشه شما را بز خورده!
مرکز آمار ایران
معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟
بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه!
معلم ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!
همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه
یکي دوستش رو تو خيابون با صورت کبود، پاي لنگ و گلوي زخم و زيلي میبینه! با نگراني بهش میگه: چي شده پسر؟ چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا ببرمت خونه اتون.
دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميام!
يه افسر به يكي از سربازاش مي گه امشب از اول اين كوچه تا اون چراغ قرمز كشيك بده و فردا صبج هم بيا پاسگاه.
خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبري نيست روز سوم سربازه پريشون مياد پاسگاه.
افسر ازش مي پرسه: چرا اينقدر دير اومدي؟
سرباز مي گه: آخه اون کاميون از تهران مي رفت قم. چراغ قرمزي كه گفتيد، چراغ ترمز اون كاميون بود.
يکي دو تا چراغ قرمز رو رد میکنه. پلیس نگهش میداره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمزا واینمیستادی؟
میگه من از یه نفر آدرس پرسیدم گفت چراغ اولو رد میکنی! چراغ دومو رد میکنی! رسیدی چراغ سوم میپیچی دست راست!
در سال اول ازدواج، مرد حرف مى زند و زن گوش مى کند.
در سال دوم، زن حرف مى زند و مرد گوش مى کند.
از سال سوم به بعد، هر دو حرف مى زنند و همسايه ها گوش مى کنن
چه شيرين آمدي، شوري به دل انداختي، رفتي
نگاهي کردي و کار دلم را ساختي، رفتي
(مهدي سهيلي)
دیده ام زلف پریشان تو در چنگ رقیب
بی سبب نیست که شب خواب پریشان بینم
( عماد خراسانی )
بجای وعده ی یک بوسه صد جان دادم و شادم
نمی دانم اگر یک بوسه می دادی چه می دادم
( واله ی اصفهانی )
سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند
و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند
و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند
عید نوروز مبارک
خواستم برات سبزه عید بفرستم.... اما گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش... نفرستادم
خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن
به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !
لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو
تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو
دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم
جمله رو بي خيال٬ نفسو داشتي؟
يكشب تو را از مستي تشبيه به ماه كردم لامپ صد هم نبودي من اشتباه كردم!
يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه ميدوني چيه ؟؟؟
اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!! . . . يه مگسه كه ماتيك زده !!!
می دونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل می شینه، تو به دل می شینی!
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
فريدون مشيري
گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت
گفتم بگو ،سكوت كرد و رفت و من هنوز گوش مي كنم ...
گفتم نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
داني كه كدامين شب و روز است كه يك دوست خشنود دلي دارد و خوشبوي مشامي؟
شامي كه شمال آورد از دوست نسيمي ،صبحي كه صبا آورد از يار پيامي
صدای بال و پر جبرئیل می آید
شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
که ساقی از طرف سلسبیل می آید
لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید
نگاه آمنه از این به بعد می خندد
چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
ميلاد پيامبر رحمت، تاج آفرينش بر شما خجسته باد
بهار بی خزان، روی محمد
بهشت جاودان، کوی محمد
معطر ساخت گلزار جهان را
شمیم تار گیسوی محمد
دلا میلاد ختم المرسلین است
فروغ آسمانی در زمین است
محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
شب یلدای ما را روز آمد
ای چراغ دانشت گیتی فروز
تا قیامت پیشتاز علم روز
آفرینش را کتاب ناطقی
اهل بینش را امامِ صادقی
ولادت پيامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهما السلام مبارک
یك شركت بزرگ قصد استخدام یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه یك پرسش داشت. پرسش این بود:
سلام يه دختر خانوم 27 ساله تنهام دنبا...
s - اگه تو آذربایجانی هستی منم اصل آذ...
0***2647856
mohammad 0***2647856
re: عاشق -
یه جورایی مسخره بود.آدم باید یول بزنه...
nimaiiiiiniman ad ***iid hal ***iim b...
-0***
:
ازاین بهتر نمی شد
امدوارم خوب باشی فون کن
xkc - بیست بود
من مهندسی راه و ساختمان می خونم-قربون...
شکست خیلی بده خوش به حال کسا - [...
دوستی - سلام من ادم با معرفت هستم اگر...
منظورت بسران دیگه
بسصر عقده ای واقعا واست متاسفم
re: چند تا نکته اضافی - بسرا همه کمبو...