Advertisement

لطف کنید جواب بدید

جنسيت شما چيه؟
 
Advertisement

بخشهای مختلف

اعضاي آنلاين کلوب

با ورود به سايت مي توانيد با ديگر اعضا تعامل داشته باشيد.

ورود به سيستم

Advertisement
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    دختره ميره تعليم رانندگي ... ازش ميپرسند چطور بود ؟ ميگه : بد نبود ! اما معلمش خيلي مذهبي بود. ميگن : واسه چي؟ ميگه : والا من هر كاري ميكردم هر جايي ميپيچيدم ميگفت : يا اباالفضل ...يا حضرت عباس...يا امام حسين
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    قدرت ديد خانومها : يه تار مو را روي كت شوهرشون مي بينند اما چراغ تير برق كوچه شون را هنگام رانندگي نمي بينند
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    دختر:موجودی است که وقتی تعجب میکند میگوید واااااااااا!! و وقتی خوشحال است میگوید بمیری الهییییییی!! وقتی غمگین است آه میکشد و وقتی میترسد جیییییییغ بنفش شد . وقتی بدش می آید میگوید ویشششش . وقتی خوشش می آید میگوید ووییییی. همه عناصر ذکور گیتی در عشق او واله و سرگردانند . تاریخ تولد و شماره کفش با جناق پسر عمه ی دختر خاله ی داماد همسایه ی پوریا پور سرخ را میداند .از سوسک اصولا نمیترسد بلکه چندشش میشود
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های جنگ
    شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
  • لطیفه (جوک) . نکته های با مزه وحکمت آموز
    من واقعا فرمول دقیقی برای موفقیت، نمی‌شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می‌دانم، و آن اینست: «سعی کنید همه را راضی نگه داری»
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    به غضنفر می گن علامت ! یعنی چی ؟ میگه : شاشیدن ممنوع حتی یک قطره.....
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    زوج جوانی کنار ساحل نشسته بودند.
    آقاهه می پرسه: عزیزم من اولین عشق تو هستم؟ خانمه می گه: بله، البته که هستی... من نمی دونم چرا شما مردا همه تون همین سوال تکراری رو می پرسید!
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های سیاسی
    به علت تورم فزاینده ی امسال ، نام امسال به " فشار ملی و تحمل اجباری "  تغییر كرد !
  • لطیفه (جوک) . لطیفه های کوتاه
    بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا می کردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟
    یکی از بچه ها می گه: نه آقا اشتباهی آمدید!

جدیدترین لطیفه ها و جوکهای ثبت شده

  • لطیفه های کوتاه

    - بخورین، مهمانای عزیز، بخورین، نوش جان کنین! اگه وجدان مجدان هم نمی شناسین، صبح هم بیایین!

  • لطیفه های خانوادگی

    اولی: روز تولد زنت چه هدیه اي بهش دادی؟

    دومی: گردنبند الماس.

    اولی: یک چیز می خریدی که به درد خودت هم می خورد. مثلاً موتور …

    دومی: شوخی می کنی، مگه موتور مصنوعی هم میشه پیدا کرد؟

  • لطیفه های خانوادگی

    - عزیزم، سال نو نزدیکس، چه هدیه یی برایت بخرم؟
    - آخ، عزیزم، تشکر، نمی دونم چي انتخاب کنم…
    - خوب، پس یک سال وقت می دهم تا فکر خوب خوب کنی…

  • لطیفه های خانوادگی

    می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟ هر دو تاشون تو کفن

  • لطیفه های کوتاه

    اين يکي به اون يکي دوتا انگشت نشون میده، میگه: این چند تاست؟

    اون يکي ميگه: کدوم یکی!؟

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    توی کلاس آموزشی ارتش، فرمانده می پرسه کی میدونه فرق ترس با احتیاط چیه؟

    سرباز میگه: وقتی یک فرمانده عقب نشینی کنه عملش احتیاط محسوب میشه. ولی اگر همین کار رو یک سرباز بکنه، عملش ترس حساب میشه!
     

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    «نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.»

  • لطیفه های سیاسی

    یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی می‌خوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!

  • لطیفه های خانوادگی

    زن و شوهری داشتن با هم دعوا میکردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم.
    زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
     

  • لطیفه های کودکانه

    معلم: کی می دونه چرا هواپیما، پروانه داره؟
    بهرام: آقا اجازه، برای اینکه خلبان عرق نکنه!
    معلم: از کجا فهمیدی؟
    بهرام: آقا اجازه، یه دفعه که ما داشتیم فیلم تماشا میکردیم، دیدیم که وقتی پروانه هواپیما از کار افتاد، خلبانه خیس عرق شد!!!

  • لطیفه های پزشکی

    اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
    دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
    اولی: نه حالا دیگه کار نمیکنم

  • نکته های با مزه وحکمت آموز

    اولی: از ماشينت راضی هستي؟
    دومی: مكانيكم خيلی راضیه!!!

  • لطیفه های سیاسی

    پسره می ره خواستگاری، پدر دختر سوال می کنه شغلت چیه؟ پسره جواب می ده: بیكار، اما تو خوشه سوم ام دهک اول!

  • لطیفه های سیاسی

    هموطن گرامی! شما جزو خوشه بندی قرار نمی گیرید. خوشه شما را بز خورده!

    مرکز آمار ایران

  • لطیفه های مدیریتی

    معلم انشاء به بچه ها میگه موضوع انشاء این دفعه اینه که: اگر مدیرعامل بودید چه میکردید؟
    بعد میبینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن بجز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه!
    معلم ازش میپرسه: چرا تو هیچی نمینویسی؟

    بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

  • لطیفه های خانوادگی

    همسر یک تاجر به شوهرش میگه: هر وقت تو میری سفر من عصبی میشم.
    شوهرش میگه: غصه نخور عزیزم، من خیلی زودتر از آنی که تو فکر میکنی برمیگردم.
    زنه میگه: خوب همین عصبی ام میکنه دیگه

  • لطیفه های خانوادگی

    یکي دوستش رو تو خيابون با صورت کبود، پاي لنگ و گلوي زخم و زيلي میبینه! با نگراني بهش میگه: چي شده پسر؟ چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا ببرمت خونه اتون.

    دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميام!

  • لطیفه های کوتاه

    يه افسر به يكي از سربازاش مي گه امشب از اول اين كوچه تا اون چراغ قرمز كشيك بده و فردا صبج هم بيا پاسگاه.

    خلاصه فردا و پس فردا از سربازه خبري نيست روز سوم سربازه پريشون مياد پاسگاه. 

    افسر ازش مي پرسه: چرا اينقدر دير اومدي؟

    سرباز مي گه: آخه اون کاميون از تهران مي رفت قم. چراغ قرمزي كه گفتيد، چراغ ترمز اون كاميون بود.

  • لطیفه های کوتاه

    يکي دو تا چراغ قرمز رو رد میکنه. پلیس نگهش میداره، ازش می پرسه چرا پشت چراغ قرمزا واینمیستادی؟

    میگه من از یه نفر آدرس پرسیدم گفت چراغ اولو رد میکنی! چراغ دومو رد میکنی! رسیدی چراغ سوم میپیچی دست راست!

  • لطیفه های خانوادگی

    در سال اول ازدواج، مرد حرف مى زند و زن گوش مى کند.
    در سال دوم، زن حرف مى زند و مرد گوش مى کند.
    از سال سوم به بعد، هر دو حرف مى زنند و همسايه ها گوش مى کنن

یک عکس تصادفی از آلبوم عکسها

جدیدترین پیامکها و اس ام اس های باحال

  • پیامک عاشقانه

    چه شيرين آمدي، شوري به دل انداختي، رفتي

    نگاهي کردي و کار دلم را ساختي، رفتي

    (مهدي سهيلي)

  • پیامک عاشقانه

    دیده ام زلف پریشان تو در چنگ رقیب
     
    بی سبب نیست که شب خواب پریشان بینم

     

    ( عماد خراسانی )
     

  • پیامک عاشقانه

    بجای وعده ی یک بوسه صد جان دادم و شادم

     

    نمی دانم اگر یک بوسه می دادی چه می دادم

     

    ( واله ی اصفهانی )

  • پیامک عید نوروز

    سلام به قاصدكهای خبر رسان كه محكوم به خبرند

    و سلام به شقایقهایی كه محكوم به عشقند

    و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند

    عید نوروز مبارک

  • پیامک عید نوروز

    خواستم برات سبزه عید بفرستم....  اما گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش... نفرستادم

  • پیامک باحال

    خسته در حبس زمینم ، ماه من یادم کن

    به نگاهی ، به پیامی ، سخنی شادم کن !
     

  • پیامک عاشقانه

    لنگر عشق زدم بر دل طوفانی تو

    تکیه گاهم شده است ساحل بارانی تو

  • پیامک باحال

    دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست دارم


    جمله رو بي خيال٬ نفسو داشتي؟

  • پیامک سرکاری

    يكشب تو را از مستي تشبيه به ماه كردم لامپ صد هم نبودي من اشتباه كردم!

  • پیامک سرکاری

    يه نقطه ي قرمز توي آسمون حركت مي كنه ميدوني چيه ؟؟؟

    اون قلب من كه واسه تو پر كشيده نيست !!! . . . يه مگسه كه ماتيك زده !!!

  • پیامک باحال

    می دونی فرق تو با کشتی چیه؟ کشتی به گل می شینه، تو به دل می شینی!

  • پیامک باحال

    از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
    نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
     

    فريدون مشيري

  • پیامک باحال

    گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت

  • پیامک عاشقانه

    گفتم بگو ،‌سكوت كرد و رفت و من هنوز گوش مي كنم ...

  • پیامک فلسفی و فکری

    گفتم نقاش را نقشي بكش از زندگي با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

  • پیامک دوستی

    داني كه كدامين شب و روز است كه يك دوست خشنود دلي دارد و خوشبوي مشامي؟

    شامي كه شمال آورد از دوست نسيمي ،‌صبحي كه صبا آورد از يار پيامي

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    صدای بال و پر جبرئیل می آید
    شب است و ماه به آغوش ایل می آید

    لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد
    که ساقی از طرف سلسبیل می آید

    لباس خاطره را از حریر عشق بدوز
    حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید

    نگاه آمنه از این به بعد می خندد
    چرا که معجزه ای بی بدیل می آید

    ميلاد پيامبر رحمت، تاج آفرينش بر شما خجسته باد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    بهار بی خزان، روی محمد
    بهشت جاودان، کوی محمد

    معطر ساخت گلزار جهان را
    شمیم تار گیسوی محمد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    دلا میلاد ختم المرسلین است
    فروغ آسمانی در زمین است

    محمد (ص) مهر ظلمتْ سوز آمد
    شب یلدای ما را روز آمد

  • مبعث، پیامبر و امام صادق(ع)

    ای چراغ دانشت گیتی فروز
    تا قیامت پیشتاز علم روز


    آفرینش را کتاب ناطقی
    اهل بینش را امامِ صادقی


    ولادت پيامبر اکرم و امام جعفر صادق علیهما السلام مبارک

محبوبترین جکها و مطالب

جدیدترین نظرها و نکات

یک داستان طنز و آموزنده

  • مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
    وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

    ادامه مطلب...
Advertisement