|
11 اسفند 1388 ساعت 19:28 |
|
«نشسته بودند دور هم خرما می خوردند. هسته خرماهایش را یواشکی می گذاشت جلوی علی(ع). بعد از مدتی گفت: «پرخور کسی است که هسته خرمای بیشتری جلویش باشد.» همه نگاه کردند. جلوی علی(ع) از همه بیشتر بود. علی(ع) گفت: «ولی من فکر می کنم پرخور کسی است که خرماهایش را با هسته خورده.» همه نگاه کردند. جلوی پیامبر(ص) هسته خرمایی نبود.» |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
22 بهمن 1388 ساعت 01:41 |
|
اولی: از ماشينت راضی هستي؟
دومی: مكانيكم خيلی راضیه!!! |
|
|
04 بهمن 1388 ساعت 01:06 |
|
سیاستمدار کسی است که: می تواند به شما بگوید به جهنم بروید، منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید!
روانشناس کسی است که: از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد! |
|
|
04 بهمن 1388 ساعت 00:56 |
|
بچه: بابا من کی آنقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟
بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده! |
|
|
04 بهمن 1388 ساعت 00:54 |
|
دو تا دیوونه از تیمارستان فرار میکنن. ریل راه آهنو میگیرن و راه میافتن طرف شهر.
اولی میپرسه: کی میرسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون میده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
میرن و میرن ... تا اولیه خسته میشه. میگه: پس چرا نمیرسیم؟
دومیه برمیگرده و عقبو نگاه میکنه و میگه: فکر کنم ردش کردیم
|
|
|
04 بهمن 1388 ساعت 00:52 |
|
یارو داشته دعا میکرده میگه: خدا را شکر از صبح تا حالا نه عصبانی شدم، نه حرص داشتم، نه حرف بد زدم، نه مال مردم خوردم، ... ولی خدایا از یکی دو دقیقه آینده که از تخت میآیم بیرون تو کمکم کن! |
|
|
22 دی 1388 ساعت 17:29 |
|
مرد موقع برگشتن به اتاق خواب گفت: "مواظب باش عزیزم، اسلحه پر است"
زن که به پشتی تخت تکیه زده بود گفت: "این را برای کشتن زنت گرفته ای؟"
"نه خیلی دل و جرات میخواهد، میخواهم یک حرفه ای استخدام کنم"
"من چطورم ؟"
مرد پوزخندی زد "آخر کدام احمقی برای آدم کشتن یک زن استخدام میکند؟"
زن لبهایش را مرطوب کرد، اسلحه را به طرف مرد گرفت و گفت:
"زن تو" |
|
|
10 دی 1388 ساعت 00:31 |
|
مي دوني ب.م.م يعني چي؟ يعني بزرگترين مقسوم عليه مشترك.
حالا مي دوني م.ب.ب يعني چي؟ يعني مربا بده بابا. |
|
|
09 دی 1388 ساعت 18:06 |
|
به طرف ميگن "تور" را تعريف كن؟ ميگه: تور مجموعه سوراخهايي هستند كه با نخ به هم وصل شدهاند! |
|
|
23 آذر 1388 ساعت 20:54 |
|
یک روشنفکره از نويسنده میپرسه: شما از اصطلاح خلاء دردناك زياد استفاده ميكنيد، مگه ممكنه چيزي هم خالي باشه هم درد كنه؟
نويسنده میگه: عجيبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتيد؟
|
|
|
16 آبان 1388 ساعت 12:19 |
|
از بقراط می پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدانها چیه؟
میگه: ریاضی دانها هر مسئله ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن ولی
فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می کنن!! |
|
|
06 آبان 1388 ساعت 13:01 |
|
دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگها بحث مىکرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد، زيرا با وجود این که پستاندار عظيمالجثهاى است، امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چه طور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمىتواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مىپرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
20 مهر 1388 ساعت 01:26 |
|
اولي: ببخشيد زیاد حرف زدم و سر شما را درد آوردم.
دومي: نه بابا، اختيار داريد، اتفاقا من حواسم جاي ديگری بود! |
|
|
13 مهر 1388 ساعت 23:13 |
|
ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین . |
|
|
06 مهر 1388 ساعت 21:02 |
|
وزير صنايع طی یک نشست خبری صبح فردا اعلام خواهد کرد:
ايران به زودي خودروي اسلامي مي سازد؛ که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود:
هنگام حركت صلوات مي فرستد
اگر سرعت از ۸۰ بالاتر برود آية الكرسي مي خواند
در صورت بروز حادثه ، فاتحه مي خواند... . |
|
|
02 مهر 1388 ساعت 17:45 |
|
بهار آمد و شمشادها جوان شده اند، پرندگان مهاجر ترانه خوان شده اند!
(طرح تلقین گرما در سرما - ستاد بهینه سازی مصرف سوخت) |
|
|
04 شهریور 1388 ساعت 18:34 |
|
طرف روزه می گیره، 5 دقیقه به اذان روزشو میشکنه. می گن چرا اینکارو کردی؟ می گه خواستم به خدا ثابت کنم که می تونم اما نمی گیرم! |
|
|
02 شهریور 1388 ساعت 03:12 |
|
مرد خودپسندی بالای سرکشاورزی ایستاده بود و کارکردنش را نگاه می کرد.
مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاری ما می خوریم.»
کشاورز گفت: «یونجه می کارم» |
|
|
05 مرداد 1388 ساعت 23:54 |
|
در فرهنگ عامهی ایرانیان است این که:
خداوند در دو حال میخندد: وقتی قرار باشد چیزی بشود و چه تلاش نافرجامی میکنند خلایق که نشود، و هنگامی که قرار باشد چیزی نشود و چه زور بیهودهای میزنند بندگان که بشود.
و چه سرخوشانه میگذرد این روزها که زیر سایهی خداوند نشستهایم و با او میخندیم! |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
04 مرداد 1388 ساعت 18:44 |
|
میدونید دانشگاه یعنی چی؟ یعنی محلی که دانش ما را به گا می دهد!!! |
|