|
25 دی 1388 ساعت 12:21 |
|
پیدا کردن سوژه مناسب اولین قدم در طنز نویسی است. خوشبختانه در حال حاضر مشکلی از لحاظ تولید سوژه در کشور وجود ندارد و این ماده اولیه طنز به همت کارشناسان داخلی که در بعضی موارد حتی کارشناس ارشد هم هستند به تولید انبوه رسیده است. در واقع مشکل اصلی درست بعد از پیدا کردن سوژه ایجاد میشود؛ چون اگر آدم سوژه را بچسبد و طنزش را بنویسد ممکن است مثل ابراهیم نبوی بشود و مدتی برود پشت میلهها و بعد هم برود پشت صدای آمریکا. اگر هم چیزی ننویسد که دیگر طنزنویس نیست. پس باید چه کار کرد؟
این دقیقا چیزی است که ما در اینجا به شما آموزش میدهیم تا بدانید سوژه داریم تا سوژه و با بعضی سوژهها هرقدر هم که مسخره باشند نمیشود شوخی کرد. فقط باید نگاه کرد و آه کشید. برای سوژههای نابی که همینطور بیمصرف روی زمین مانده است و بیات میشود. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
16 دی 1388 ساعت 11:25 |
|
«از آغاز خلقت تا امروز چه اتفاقی نیفتاده؟ زنی روی زانوی شوهرش بنشیند و بادی جدا نکند.»
با وجود آن که این جوک از هر نظر لوس و به اصطلاح بیمزه است، اما چنان که در این پژوهش تصریح شده است، همه جوکها از قلمرو هر فرهنگی که بیایند در یک نکته با هم مشترکند: تابوشکنی و حدی از شورش بر ضد اخلاق و عرف مسلط در جامعه.
در میان جوکهایی که در این پژوهش از آنها یاد شده است، لطیفهای به چشم میخورد که قدمت آن به ۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح میرسد:
«اودیسه به سیکلوپون گفت: اسمم هست «هیچکس». وقتی اودیسه به سیکلوپون حمله کرد، سیکلوپون فریاد زد: آی مردم کمک کنید، «هیچکس» به من حمله کرد. برای همین کسی به کمک او نیامد.»
در این فهرست چند لطیفه هم دربارهی فراعنه وجود دارد که از بیهمسری رنج میبرند. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
06 مهر 1388 ساعت 18:03 |
|
هجو : یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر و تنبیه از روی غرض شخصی و آن ضد مدح است.
طنز : یعنی به تمسخر گرفتن عیبها و نقصها به منظور تحقیر تنبیه، از روی غرض اجتماعی و آن صورت تکامل یافته هجو است.
هزل : یعنی شوخی رکیک به منظور تفریح و نشاط در سطحی محدود و خصوصی و آن ضد جد است.
فکاهه : یعنی شوخی معتدل به منظور تفریح و نشاط در سطحی نامحدود و عمومی و آن صورت تکامل یافته هزل است. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
05 مرداد 1388 ساعت 22:07 |
|
امروز جهان با هرچه بیگانه شده باشد با طنز بیگانه نشده و اگر شما برما خورده نگیرید می گوییم که همین امروز،جهان طنزآشناتر از هرروزدیگر است.
دلایل این طنزآشنایی زیاد است : صنعت چاپ، سینما، تلویزیون، رواج کارتون، دموکراسی آزادی و تازه ترین این ها اینترنت. به این لیست مختصر می توانید بیافزایید ویاهم ازآن بکاهید، درادعای ما ولی تغییری نخواهد آورد.
امروز دوچیز بیشتر از هرچیز به طنزآشنایی ما دامن می زند. یکی آزادی و دیگری اینترنت. |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
18 آذر 1387 ساعت 14:21 |
|
عبید زاکانی از اوّل تا آخر عمر خود با مردم شوخی داشت. یکی از شوخیهایش هم این بود که دقیقاً همان روزی متولّد شد که مورخان از آن بیخبرند و احتمالا" نوه ، نتیجه ، نبیره و ندیدههای عبید هنوز هم نمیدانند باید در چه روزی برای جد بزرگوارشان ، جشن تولّد بگیرند ! در مورد درگذشتش هم ماجرا از همین قرار است ؛ البته طبق تحقیقات عبید شناسی که تا به حال انجام شده ، بسیاری از مورخان ادبی آوردهاند که : «عبید زاکانی اوایل قرن هشتم هجری در قزوین به دنیا آمده و با حافظ معاصر بوده است. همچنین تاریخ درگذشت وی را بین سالهای ۷۶۱ تا ۷۶۹ نقل كرده اند.» |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
04 آذر 1387 ساعت 11:41 |
|
«در پس هر جوک نکتة شاعرانهای نهفته است.» این را هنری برگسون میگوید.
ولی سبک زندگی نوشتن در مورد این کار شاعرانه اصلا ساده نیست وقتی بدانید دو فرهنگ لغت مهم فارسی یعنی دهخدا و معین حتی واژهای تحت عنوان «جک» یا «جوک» را ثبت نکردهاند تا ما بفهمیم کدامش صحیح است.
ناچار به سراغ كتاب«کوچه»ی شاملو رفتیم و در جلد یازدهم حرف جیم مدخل 1870، این کلمه را به صورت «جوک» دیدیم و به همان بسنده کردیم.
(بيخودی از کلمههايي مثل «لطیفه» یا نظایر آن استفاده نکنید.جوک، جوک است و هیچی جایش را نمیگیرد.)
اما این تازه اول بدبختی بود. چرا که با تقریب خوبی تا به حال هیچ منبع، کتاب، مقاله یا حتی مصاحبة فارسی هم در این مورد به زیور طبع آراسته نشده است تا بتوان از آن کمک گرفت (لااقل ما پيدا نكرديم).
به قول مرحوم گل آقا، فلذا نواقص و اشکالات کوچک و بزرگ این سبک زندگی کم نیست. اما به قول دایدون و ویل دورانت و همین شاملو در مقدمههای کتابهای تاریخ خط چینی و تاریخ تمدن و کوچه، «اگر میبایست چندان تأمل کنم که خامیهای کارم همه پخته و کاستیهای آن همه برطرف شود، نگارش این کتاب[سبک زندگی] هرگز به پایان نميرسید!» (به این میگویند خودتحویلگیری مفرط!) |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
04 شهریور 1387 ساعت 09:51 |
|
با توجه به روحيه دانشجويي که «انتقادي »، «عدالت خواه» و «آرمانگراست» مي توان انتظار داشت که نشريات دانشجويي به طنز و طنزپردازي گرايش خاصي داشته باشند و ديدگاه ها و علايق خود را با ويژگي هاي بالا در قالب طنز ارايه کنند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|