|
05 شهریور 1389 ساعت 13:52 |
|
موره میبینی که شر و با صفایوم *** بچه محله امام رضایوم
زلزلیوم حادثیوم بلایوم *** بچه محله امام رضایوم
هر روز جمعه دلومه مبندوم *** به پینجله طلا و ورمگردوم
کار و بارم ردیفه با خدایوم *** بچه محله امام رضایوم
به مو بگو بیا به قله قاف *** اصلا مو ره بیزر همونجه علاف!
قرار مرار هر چی بیگی مو پایوم *** بچه محله امام رضایوم
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
24 تیر 1389 ساعت 19:55 |
|
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده پولی
سر سوزن هوشی.
دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
هم چو من مشروط
و اتاقی که در این نزدیکی است
پشت آن کوه بلند.
اهل دانشگاهم
پیشه ام گپ زدن است
گاه گاهی هم می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
12 تیر 1389 ساعت 17:15 |
|
کنون رزم ویروس و رستم شنو
دگر ها شنیدستی این هم شنو
که اسفندیارش یکی دیسک داد
بگفتا به رستم که ای نیک زاد
در این دیسک باشد یکی فایل ناب
که بگرفتم از سایت افراسیاب
برو سیر میکن بدین دیسک هان
که هم نون هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش
شتابان به دیدار رایانه اش
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
10 تیر 1389 ساعت 09:29 |
|
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر !
من گرفتم تو نگیر
چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر !
من گرفتم تو نگیر
بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر !
یاد آن روز بخیر
زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر !
من گرفتم تو نگیر ! |
|
|
07 تیر 1389 ساعت 16:54 |
|
اکسید گشت و سوختیم/ بس که فیزیک و شیمی آموختیم
هی اسید و باز دعوا می کنند/ خاک عالم بر سر ما می کنند
درس چون در مغزداغم می رود/ می شود فرار و فوری می پرد
بار سنگین فیزیک لج کرده است/ اهرم ذهن مرا کج کرده است
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پایان >>
|
| صفحه 1 - 9 از 33 |