همه مطالب داستان داستانهای حکمت آمیز |
| بزرگمهر و خدمتگزاران |
|
|
| داستان - داستانهای حکمت آمیز | |||||||
| 19 تیر 1388 ساعت 11:37 | |||||||
|
خواجه داود خزانه دار را ديدم از درگاه باز ميآمد آشفته و دلمرده و زير لب ميژكيد و ميرفت و سلام مرا بر خلاف عادت هر روزه پاسخي مختصر داد.
چون سخن بدينجا رسيد، برخاستم و دو لب مبارك را بوسهاي جانانه بگرفتم و گفتم: دير زياد آن بزرگوار خداوند كه به سخنان شيرين، كام ما را شيرين كرد. گفت: ترا زبان خدمتگزاري هست. اما توان آن نيست. وگرنه ترا نيز وزارت ميفرمودم!
منبع: وبلاگ وقایع ابن محمود مطالب مرتبط
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||
| < بعد | قبل > |
|---|