مقالات
کاریکاتور و کارتون
كاريكاتور سياسي مشكلي را حل نميكند
مقالات
کاریکاتور و کارتون
همه مطالب مقالات کاریکاتور و کارتون |
| كاريكاتور سياسي مشكلي را حل نميكند |
|
|
| مقالات - کاریکاتور و کارتون | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| 09 بهمن 1388 ساعت 20:24 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
طنز- گفتوگو از هادي حيدري:
كامبيز درمبخش، ازمعدود كاريكاتوريستهاي ايراني است كه آثار وي توامان در داخل و خارج از ايران مورد استقبال مردم و منتقدان قرار گرفتهاست. ![]() درمبخش بيش از 50 سال همكاري دائم با مطبوعات ايران و جهان، از جمله نيويورك تايمز و نشريات آلماني را در كارنامه خود دارد و علاوه بر شركت در نمايشگاههاي متعدد، آثاري از وي در برخي موزههاي معتبر جهان نگهداري ميشود.
اما بعضي سمبلها بوميترند؛ مثلا جغد در يونان سمبل خوشبختي است و همه از آن لذت ميبرند اما در ايران جغد وجه شومي دارد. بچه كه بوديم ميگفتند جغد اگر گريه كند، يكنفر ميميرد. وقتي يك جغد گريه ميكرد من تا صبح تنم ميلرزيد و ميترسيدم. اينها مسائلي است كه از كودكي به آدم القا ميشود. بعضي سمبلها هم بهطور اتوماتيك به ذهن كاريكاتوريست ميرسد. البته متاسفانه ديده ميشود كه بعضي كاريكاتوريستها از سمبلهاي بيگانه با فرهنگ ايراني استفاده ميكنند؛ مثلا براي سمبل مرگ يا گور از صليب استفاده ميكنند در حالي كه اينجا كشوري اسلامي است. ما وقتي قرار است به سمبلي فكر كنيم، در درجه اول بايد بدانيم آن را كجا مطرح ميكنيم.
بعدها و حدود سال40 عدهاي از كاريكاتوريستهاي نوآور كه خيلي از آنها از اروپاي شرقي بودند، كار را با هنر مخلوط كردند و گفتند كه فقط نبايد در روزنامه باشد بلكه ميتواند به ديوار يك منزل يا گالري نيز آويزان باشد. فكر ميكنم كمكم آنهايي كه خيلي اهل كار مطبوعاتي نبودند و بيشتر جذب بخشهاي هنري و نزديك به نقاشي بودند، به سمت آن گرايش رفتند.
البته سالهاي بين 40 بود، مثلا 60 كه خودم خيلي كارها كردم، ولي من بارها متوجه شدم كه سياستمداران نه فقط داخلي بلكه در كل دنيا، نه تنها از كارهاي ما ككشان هم نميگزد بلكه لذت ميبرند و يك نوع شخصيتسازي برايشان ميشود و اعتبار و معروفيت ميآورد. گاهي اوقات در عكسهاي پشت سرشان تعدادي از كاريكارتورهاي چاپ شده آنها هست يا حتي پشت ميز كارشان روي ديوار. من به اين نتيجه رسيدم كه سياست، جاي ديگر تعيين ميشود. البته در مورد مسائل اجتماعي كاريكاتوريست ميتواند خيلي مؤثر باشد ولي در كاريكاتور سياسي خيلي كم ميتواند مؤثر باشد و كسي توجه كند. حالا شايد اين نظر شخصي باشد و همكاران نظر ديگري داشته باشند. ولي به هر حال اين مسئله بايد روشن بشود كه يك كاريكاتوريست تا كجا ميتواند پيش رود؛ يعني خط قرمزي كه مرتب از آن صحبت ميشود، كجاست؟ به عنوان مثال، در زمان شاه همه ميدانستند كه روحانيون را نبايد بكشند. نه تنها اوايل انقلاب مشروطه، حتي بعدها يك دستور بود، ولي الان هيچ چيز مشخص و معلوم نيست. البته خيليها ميدانند؛ شايد كساني كه خيلي سابقه دارند، ميدانند كه چه بكشند يا نكشند. ولي اين مسئله از زماني خراب شد كه كاريكاتوريستهايي را گرفتند و سوءتفاهم پيش آمد كه به جز يكي دو مورد كه درست بود، چند مورد ديگر كه بنده شاهدش بودم، چيز مهمي نبود؛ يعني چيزي كه باعث خشم حكومت شود نبود؛ شوخي خيلي سادهاي بود كه خيلي هم به جايي برنميخورد. اما بهانهاي شده بود كه فرض كنيد روزنامه تعطيل شود. الان آنها ميترسند كار كنند، مديران روزنامه هم ميترسند كه كار را از آنها قبول كنند، چون باعث تعطيلي و بيكاري خودشان و كارمندان ميشود.
اينكه اثري ذهن شما را مشغول كند و لذت ببريد ـ من خودم اسمش را گذاشتهام قلقلك دادن مفهومي ـ خيلي ارزش دارد.
مطالب مرتبط
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| قبل > |
|---|