همه مطالب مطالب طنز طنز سیاسی |
| همه به جز يک نفر! |
|
|
| مطالب طنز - طنز سیاسی | |||||||
| 11 بهمن 1388 ساعت 23:27 | |||||||
|
قرار بود در یکی از شهرهای محروم و در بین مردم عادی سخنرانی کنیم و از مصیبتهاشان بشنویم. خواب و خوراک نداشتیم که چه میشود آنها چقدر از من ناراضی هستند. من که کاری برایشان نکرده ام. نکند جلوی دوربینهای خبری ما را سنگ روی یخ کنند. خلاصه آن روز از راه رسید ما برای سخنرانی رفتیم جمعیت زیادی آمده بودند که یکصدا مرا تشویق می کردند همه و همه به جر یک نفر! قیافه هاشان چقدر آشنا گوئی سالهاست با آنها زندگی کرده ام. البته همه و همه به جز یک نفر! ما هر چه می گفتیم آنها تائید می کردند و اظهار رضایت و باز همه و همه به جز یک نفر! مجلس که تمام شد وزیرالوزرا را پیش خود خواندیم که دستت درد نکند مجلس خوبی بود ولی چرا فکری به حال محافظت از ما نکردی از بچه های گارد جاویدان و نیروی ساواک نیاوردی؟ اون هم لبخندی معنی دار زدو گفت اینها که دیدی همه از سربازان گارد و ساواک خودتان بودند در لباس مبدل…. همه و همه به جز یک نفر!
از خاطرات طنز شاه
منبع: طنزيران مطالب مرتبط
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
|||||||
| < بعد | قبل > |
|---|